تبليغاتX
قــــــــــــــاصـــــــــــــدکـــــ

قــــــــــــــاصـــــــــــــدکـــــ

+ نوشته شده در  Tue 10 Jan 2006ساعت 12:55 PM  توسط برزیده  | 

+ نوشته شده در  Sat 24 Dec 2005ساعت 11:30 PM  توسط برزیده  | 

دیـــــــــــــــــــــــوانه

<img src=http://www.sharemation.com/mohammad64h/33.JPG>
+ نوشته شده در  Sat 24 Dec 2005ساعت 11:10 PM  توسط برزیده  | 

ریبای مـــــــن

+ نوشته شده در  Sat 24 Dec 2005ساعت 11:3 PM  توسط برزیده  | 

دوستت دارم .....

هميشه در قلب مني

+ نوشته شده در  Wed 14 Dec 2005ساعت 12:11 PM  توسط برزیده  | 

love

+ نوشته شده در  Wed 14 Dec 2005ساعت 11:43 AM  توسط برزیده  | 

ایمیل


+ نوشته شده در  Mon 12 Dec 2005ساعت 11:25 AM  توسط برزیده  | 

لرزش

+ نوشته شده در  Mon 12 Dec 2005ساعت 11:16 AM  توسط برزیده  | 

جاوا

Top Java Script in کدهای جاوا اسکریپت
+ نوشته شده در  Mon 12 Dec 2005ساعت 10:56 AM  توسط برزیده  | 

راست

+ نوشته شده در  Mon 12 Dec 2005ساعت 10:45 AM  توسط برزیده  | 

تو رو می خوام

+ نوشته شده در  Sun 11 Dec 2005ساعت 8:18 PM  توسط برزیده  | 

تنهایی عاشق

+ نوشته شده در  Sun 11 Dec 2005ساعت 8:2 PM  توسط برزیده  | 

عشق

 
پروانه خيال
وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي
من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي
غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام
از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي
با من سخن بگو كه منم آشناي تو
اي آشنا كه با دل من همزبان شدي
مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس
پروانه خيال مرا آشيان شدي
وقتي نشست مهر نگاهت به جان من
چو عشق در خزان دلم جاودان شدي
 
 
امشب مي خواهم راز سر نوشتم را از نورهاي سپيد
 
مهتاب بپرسم،مي خواهم عاشق ترين ستاره قلبم
 
را در وجودم بيابم و آوازم را با تارهاي دلنشين
 
عشق طنين انداز كنم،گمگشته من در مرزهايي
 
دور از دلتنگي پرسه مي زند،اما افسوس كه ترديد
 
من دريايي است بي كران كه موجهايش حاصل
 
سيل اشكي است در غروبهاي دلتنگي.ياد تو در
 
همه شبهاي من مي درخشد،وقتي به افقهاي روبرو
 
نگـاه مي كنـم نـور تـو را مـي بـينم كـه حـتي
 
گمنام ترين قسمت هاي زمين را روشن كرده است.
 
 
 
خسته ام،انگار صد سال پیاده راه آمده ام.انگار صد سلسله کوه
را روی شانه های نحیفم حمل کرده ام.انگار هزار سال است که
پلک هایم نبسته ام. خسته ام، آنقدر خسته که نام خود را هم
فراموش کرده ام وهیچ یادم نیست که اولین بار کدام گل را
بوییده ام.من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بو سیده ام
از یاد برده ام. خسته ام،انگار این جاده های سرد و خاکی
پاییز تمام شدنی نیست،از دست زمین و آسمان دلگیرم و از
درختانی که بر من سبز شده اند،گلایه مندم،خسته ام نه آنقدر
که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفسهای گرمت
بی اعتنا بگذرم،بگو،چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من
عبور کند وستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس های
قلبم باشند؟چقدر پیراهن کدرم را در چشمه آرزوها بشویم و
روی طناب دلواپسی پهن کنم؟اگر شوق رسیدن به دستهایت
نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم واگر صدای گوشنواز
تو نبود،از گوشه تنهایی بیرون نمی آمدم،اگر شوق دیدن
چشمهایت نبود، هیچ گاه پلکهایم را بیدار نمی کردم و اگر
نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهان را نمی فهمیدم....
خسته ام، اما نه آنقدر که نتوانم هر روز به با شکوه ترین
قله زندگی بایستم وهمراه با ستاره ها و خورشید به تو
سلام کنم.
  
+ نوشته شده در  Sun 11 Dec 2005ساعت 7:40 PM  توسط برزیده  | 

+ نوشته شده در  Sun 11 Dec 2005ساعت 7:30 PM  توسط برزیده  | 

کاربر

+ نوشته شده در  Thu 8 Dec 2005ساعت 6:26 PM  توسط برزیده  | 

NinethSense's Simple DIV News Scroller Sample

+ نوشته شده در  Mon 5 Dec 2005ساعت 12:41 PM  توسط برزیده  | 

+ نوشته شده در  Sat 3 Dec 2005ساعت 1:36 PM  توسط برزیده  | 

اشاره کر

+ نوشته شده در  Sun 27 Nov 2005ساعت 10:8 PM  توسط برزیده  | 

حرکت موس

+ نوشته شده در  Sun 27 Nov 2005ساعت 9:50 AM  توسط برزیده  | 

جاوا 1

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

+ نوشته شده در  Sun 27 Nov 2005ساعت 9:26 AM  توسط برزیده  |